تبليغاتX
کلبه وفا
خانواده سالم-پیشرفت جامعه-سعادتمندی


روزه، قرآن و دعا سه موضوع مهمي هستند كه در ماه رمضان توصيه شده است كه اين سه اصل مهم در تربيت تمامي انسان‌ها و پايگاه اصلي تربيت انسان‌ها كه خانواده است نقش مهمي را ايفا مي‌كند.

 عمل روزه براي رسيدن به تقوا بوده كه به معناي خود‌نگه‌داري از گناه و آلودگي است و پدر و مادر در ماه رمضان مي‌توانند با گناه‌نگردن و خودداري از گناه براي رسيدن به تقوا، جوانان را نيز به اين موارد هدايت كنند.

 اهميت قرآن و تلاوت آن در ماه رمضان كه در سوره بقره به آن سفارش شده، اظهار كرد: كودكان با مشاهده انس ميان والدينشان و قرآن در مي‌يابند كه اين كتاب آسماني در زندگي خانواده آنان و در آينده خودشان نقش بسزايي دارد و همين امر به ايجاد مأنست جوانان و نوجوانان در آينده با قرآن مي‌انجامد.

 هنگامي كه فضاي خانواده در ماه رمضان همراه با نيايش و خواندن دعاهايي از مكتب تشيع و امامان باشد و فرزندان شاهد نيايش عارفانه پدر و مادر در كانون خانواده باشند به صورت ناخودآگاه احساس مي‌كنند كه روزه تنها بعد جسماني نبوده و بعد روحاني نيز به همراه دارد، كه همين امر در تربيت فرزندان نقش بسزايي دارد.

فضاي معنوي ماه رمضان، فضاي زيبايي را براي جوانان و نوجوانان ايجاد مي‌كند كه حتي جواناني كه به ظاهر در عمل به آموزه‌هاي ديني بي‌توجه هستند با خداگرايي كه در فطرت آنان است به انجام اعمال ماه رمضان گرايش پيدا كنند كه همين اتفاق مي‌تواند در جذب آنان به آموزه‌هاي ديني كمك كند.

 عبادت‌ و خواندن نماز به صورت دسته‌جمعي و نيايش در هنگام افطار و سحر علاوه بر اينكه سبب ايجاد فضاي معنوي در خانواده مي‌شود باعث استحكام هر چه بيشتر نظام خانواده نيز مي‌شود.

 حضور دسته‌جمعي اعضاي خانواده در مساجد براي اقامه نماز جماعت و قرائت قرآن و حتي كمك در بهسازي، تزئين و نظافت مساجد توسط اعضاي خانواده نيز از جمله عواملي است كه مي‌تواند به استحكام بنيان خانوده و تقويت فضاي معنوي خانواده كمك كند.

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم مرداد 1390ساعت 17:16  توسط مدیر | 



۱ـ کار ما خوب کردن انسانها نیست کار ما خوب دیدن انسانهاست.

۲ـ الهی ! از تو سپاسگزاریم که به ما آموختی تا بدیگران چیزی گرانبهاتر از مال و ثروت ببخشیم و آن سخاوت در کلام محبت آمیز است پس ما را آنقدر توانگر کن تا بتوانیم هنگام رسیدن به دیگران در بخشیدن کلام محبت آمیز سخاوتمند باشیم.

۳ـ بزرگترین هدیه لبخند است چرا که می توان آنرا به همه کس تقدیم کرد.

۴ـ تو همانی که می اندیشی پس اندکی به خود لطف کن و بزرگ بیاندیش.

۵ ـ اگر کسی از ما به بدی یاد کرد ما از او به نیکی یاد کنیم.

۶ـ بزرگی در بیشتر دستور دادن به دیگران نیست بزرگی در بیشتر خدمت کردن به دیگران است.

۷ـ برای رسیدن به شهر موفقیت حتما باید از پل شکست گذشت.

۸ـ مانیامده ایم که بگوئیم ما خوب هستیم ما آمده ایم که بگوئیم دیگران خوب هستند.

۹ـ یک رهبر بزرگ بیشتر ازآنکه کاری کند تا دیگران به توانائیهای وی ایمان آورند بیشتر کاری می کند تا دیگران به توانائیهای خویش ایمان آورند.

۱۰ـ اگر کسی ما را به شاگردی قبول کرد ما او را به استادی قبول خواهیم کرد.

۱۱ـ پنج ویتامین ضروری برای کودکان:۱)ویتامین محبت۲)ویتامین توجه۳)ویتامین تحسین۴)ویتامین قدردانی۵)ویتامین احترام.

۱۲ـ همیشه همسرت را به یک شاخه گل.در کنارش نشستن و نیکوترین سخنان میهمان کن.

۱۳ـ مشکلات را مانند بدی ها رها کن و به راه حل ها بیاندیش.

۱۴ـ هر که را بینیم لبخندی زنیم.

۱۵ـ افکار بزرگ خیلی زود باعث بزرگی صاحبش می شود.

۱۶ـ گذشته را خواب کنید آینده را بیدار کنید و حال را پیدا کنید.

۱۷ـ اگر کسی ما را درک نکرد ما دیگران را درک کنیم.

۱۸ـ خود را دوست بداریم همانگونه که خداوند ما را دوست دارد.

۱۹ـ کار ما درست کردن انسانها نیست کار ما درست دیدن انسانهاست.

۲۰ـ الهی! به ماآنقدر بزرگی عنایت فرما تا بتوانیم حتی در زمانیکه کاملا حق با ماست و دیگران اشتباه می کنند به آنان اجازه دهیم تا آبرویشان را حفظ کنند.

۲۱ـ شکست ضروری ترین وسیله برای پیروزیست.

۲۲ـ اگر کسی از ما به کوچکی یاد کرد ما از او به بزرگی یاد کنیم.

۲۳ـ بزرگی در پیدا کردن بدی ها در رقیب نیست بزرگی در پیدا کردن خوبی ها در رقیب است.

۲۴ـ بزرگی یک رهبر به تعداد کسانی نیست که به وی خدمت می کنند بلکه به تعداد کسانی است که وی به آنها خدمت می کند.

۲۵ـ ریاست در دستور دادن به زیر دستان نیست ریاست در خدمت کردن به زیر دستان است.

۲۶ـ اگر کسی ما را به دوستی قبول کرد ما او را به خویشاوندی قبول خواهیم کرد.

۲۷ـ از قلعه وجودت بوسیله قویترین سربازت یعنی تفکر مثبت محافظت کن.

۲۸ـ انسان بدون هدف به مانند ماشین بدون فرمان مي ماند.

۲۹ـ راز ثروت بیشتر در خدمت بیشتربه دیگران نهفته است.

۳۰ـ راز خوشبختی بیشتر در بیشتر خوشبخت کردن دیگران پنهان است.

۳۱ـ اگر کسی ما را غمگین کرد ما او را شاد کنیم.

۳۲ـ دنیای بیرونی انسان تجلی افکار درونی اوست.

۳۳ـ کار ما بهتر کردن انسانها نیست کار ما بهتر دیدن انسانهاست.

۳۴ـ الهی! ما را از نادانی تکبر دور کن تا بتوانیم به افکار.رفتار.احساسات و سخنان دیگران ارزش و احترام بگذاریم.

۳۵ـ یاد بگیریم که یاد بگیریم.

۳۶ـ بزرگی یک رهبر به تعداد کسانی نیست که به وی احترام می گذارند بلکه به تعداد کسانی است که وی به آنها احترام می گذارد.

۳۷ـ خود را آنقدر بزرگ کن تا خطای دیگران در مقابل تو کوچک شود.

۳۸ـ هدف به زندگی معنا می بخشد.

۳۹ـ شکست دروازه پیروزیست.

۴۰ـ اگر کسی در مازشتی دید ما در او زیبایی ببینیم.

۴۱_ خود را باور داريم همانگونه كه خداوند ما را باور دارد.

۴۲ـ ریاست در نشان دادن توانا ئی های خود به زیردستان نیست ریاست در نشان دادن توانا ئی های زیر دستان به خود است.

۴۳ـ بزرگی در دیدن زشتی ها در دیگران نیست بزرگی در دیدن زیبایی ها در دیگران است.

۴۴ـ  محبت سرچشمه  همه برکات است.

۴۵ـ الهی! ما را آنقدر توانگر کن تا بتوانیم در هنگام رسیدن بدیگران در بخشیدن کلام محبت آمیز سخاوتمند باشیم.

۴۶ـ تفکر مثبت همچون بالنیست که مسافرش را به اوج می برد.

۴۷ـ زنگ موفقیت را با تفکر مثبت به صدا در آور.

۴۸ـ هرگز با رد کمک به دیگران بازوان  محبت خویش را ضعیف مکن.

۴۹ـ الهی! به ما دانایی درک دیگران عنایت فرما تا بتوانیم آنان را بی هیچ قید و شرطی دوست بداریم و همانگونه که تو آفریدی به قلب خود راه دهیم.

۵۰ـ افکار بزرگ چون نهالیست که صاحبش را روز بروز بزرگ و بزرگتر می کند.

 ۵۱) شکست سکوی پیروزیست.

۵۲)اگر کسی ما را نفرین کرد ما او را دعا کنیم.

۵۳)تفکر مثبت پله موفقیت است.

۵۴)صمیمیت شاهراه موفقیت است.

۵۵) الهی! به ما آنقدر قدرت عنایت فرما تا بتوانیم دیگران را هنگامی که مرتکب خطا می شوند ببخشیم.

۵۶)پیروزی فرزند شکست است.

۵۷)ما نیامده ایم که بگوئیم ما بزرگ هستیم ما آمده ایم که بگوئیم دیگران بزرگ هستند.

۵۸) پس انداز راهی روشن بسوی توانگریست.

۵۹)الهی! به ما آنقدر توانایی عنایت فرما تا بتوانیم مچ دیگران را هنگام کار خوب بگیریم.

۶۰)بزرگی در آشکار کردن خطای دیگران نیست بزرگی درپوشاندن خطای دیگران است.

۶۱) گفتن همیشگی دوست دارم به همسرخود به مانندنور خورشید است که سردی روابط را به گرمی سوق می دهد.

۶۲) یک رهبربزرگ بیشتر از آنکه در جلوی ملتش   حرکت کند در کنار آنان حرکت می کند.

۶۳) ورزش بهترین داروی سلامتیست.

۶۴) رمز دوست داشتن دیگران درک آنان است.

۶۵) افراد موفق چون کوه استوار و چون فنر انعطاف پذیرند.

۶۶)شکرانه توانگری گرفتن دستان نیازمندان است.

۶۷) هرگز محبت خود بدیگران را در معرض فروش مگذارید!چراکه هیچ كسي آنقدر ثروتمند نیست که بتواند آنرا بخرد پس آنرا به رایگان بدیگران ببخشائيد.

۶۸) ریاست در دستور دادن به زیر دستان نیست ریاست در خدمت کردن به زیر دستان است.

۶۹) بزرگترین مسئولیتی که خداوند بر دوش انسانها گذاشته همانا پذیرفتن مسئولیت کارهای خویشتن است.

۷۰) سریعترین راه برای تغییر دنیا تغییر خویشتن است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم اسفند 1389ساعت 21:32  توسط مدیر | 

دکتر سیدابراهیم ابراهیمی:

جدی ترین بحرانی که ممکن است در جوانان یک جامعه خود را نشان دهد بحران هویت است که از به عنوان آشفتگی هویت، اختلال هویت و فقدان هویت نیز نام  می برند.

 

دکتر سید ابراهیم ابراهیمی – معاون پژوهشی سازمان تبلیغات اسلامی در خصوص جایگاه و نقش جوان در جامعه ما می گوید: اولیا دین ما در مورد جوانان رهنمودها و فرمایشات متعددی دارند و پیوسته جوامع و مسئولین را با این مضمون که (جوانان را دریابید پیش از آنکه دشمنان شما به آن ها دست یابند) مورد خطاب قرار می داده اند. از سوی دیگر سرمایه اصلی تمام جوامع و کشورها برای پیشرفت ، نیروی انسانی به ویژه نیروی جوان است که در کشور ما با توجه به جوانی جمعیت مسئولیت دولت و دستگاههای فرهنگی برای جلوگیری از آسیب های مبتلا به این قشر و جهت دهی به این نیروی عظیم چندین برابر است و در صورت عدم ثمره این نیرو، شاهد تبدیل آسیب ها به تهدیدها خواهیم بود. بنابراین در زمینه آسیب های جدی حاکم بر جوانان این سئوال اساسی مطرح می شود که وظیفه و مسئولیت دستگاه های فرهنگی در قبال جوانان چیست؟ آیا موسسات ، وزارتخانه ها و نهادهای دولتی توانسته اند در تقویت نیروی جوان و شکوفایی آنها قدم های قابل توجهی بردارند یا خیر؟ آیا جوانان با این دستگاه ها ارتباط  دو سویه ای دارند یا تنها شنونده پیام ها و نصایح آنان هستند؟ وی بزریترین تهدید برای جوانان را بحران هویت می داند و در این خصوص معتقد است: جدی ترین بحرانی که ممکن است در جوانان یک جامعه خود را نشان دهد، بحران هویت است که از آن به آشفتگی هویت، اختلال هویت و فقدان هویت نیز نام می برند. جوان در این موفعیت خاص سنی که مصادف است با بلوغ کامل و آشنایی با تفکر منطقی و احیانا" ورود به دانشگاه، به اقدامات جدی تری برای آشنایی بیشتر با حقوق و تکالیف اخلاقی و اجتماعی و بطور کلی یافتن معنی (خود) احتیاج دارد وی پیوسته از کیستی خود سوال می کند و در حقیقت در جستجوی هویت است. چه به لحاظ فردی و چه به لحاظ اجتماعی که در این راستا هویت فردی به معنای هویت اجتماعی به معنای هویت فرهنگی و چگونگی ایفای نقش های اجتماعی است.

          وی می افزاید : نقش هویت در ثمردهی کلیه فعالیت ها مهم و اساسی است چنانچه کلیه فعالیت ها مهم و اساسی است چنانچه از بعد خداشناسی و معرفت دینی این نقش چنان مهم است که در دستورات دینی ما نیز آمده است که (من عرف نفسه فقد عرف ربه) بنابراین خودشناسی به معنی یافتن هویت، مقدم بر خداشناسی و از ملزومات آن است.

          همچنین امام صادق (ع) می فرماید که (آیا تصور می کنی که موجود کوچکی هستی؟ در تو عالم بزرگی نهفته است). مولوی نیز در تمثیلی گفته است که شخصی همواره از خدا می خواست که گنجی به او بدهد. پس یک شب درخواب می بیند که برای یافتن گنج در فلان منطقه تیری در چله کمان بگذارد و آن را رها کند، شخص با عمل به این فرمان به گنجی نرسید. شب دیگری در خواب همان ندا به او گفت: تیر را در چله کمان بگذار اما بدون اینکه آن را به سوی خود بکشی رها کن. شخص این بار مطابق آن خواب عمل کرد و تیر زیر پای خودش افتاد که این تمثیل نشان می دهد گنج خود بوده است و او بایستی خود را بکاود و به گنج برسد. با توجه به این مقدمه می توان درک و تعریف روشن تری در خصوص هویت و بحران هویت داشته باشیم. به لحاظ اجتماعی چنانچه جوان دچار اختلال هویت باشد در معرض مخاطرات و تهدیدات جدی قرار می گیرد و به تعبیر دیگر می توان گفت بسیاری از آسیب های اجتماعی در خلال شکل نگرفتن این هویت صورت می گیرد، که ذکر آنها خود مجال دیگری می خواهد. دکتر ابراهیمی علائم شکل گیری هویت و در مقابل آن بحران هویت را چنین ارزیابی می کند: شناسایی این علائم مشکل به نظر می رسد اما به طور کلی اتخاذ اهداف بلند مدت، الگوهای صحیح دوستی؛ هدایت رفتار جنسی، دارابودن ارزش های دینی و اخلاقی ، وفا داری روحی و داشتن خط مشی زندگی از مشخصات شکل گیری هویت بوده و از جلوه های فقدان و بحران هویت می توان به دل مشغولی های بی هدف، تاثیرپذیری شدید و توجه به ظواهر و به ویژه پیروی از مدها اشاره کرد. به نظر می رسد افرادی که به نوعی دچار بحران هویت هستند، عوامل تشکیل دهنده هویت فردی شان را در خارج از خود و در پدیده هایی زودگذر می بینند و به محض تزلزل در آن عوامل بیرونی ؛ آنها نیز دچار تزلزل و در آخر منجر به شکست می شوند.

          وی همچنین برای رفع این معضل چنین پیشنهاد می کند که اولین گامی که به نظر می رسد برداشتن آن لازم و ضروری است، ایجاد ارتباط صحیح و مناسب از سوی مسئولان و خانواده ها  با جوانان است و ایجاد ارتباط و نفوذ هم به نوبه خود می تواند از سوی آنان باعث شناخت بهتر و بیشتر باشد. این مهم را می توان مقدمه ای برای انجام برنامه ریزی های مناسب و سنجیده در نظر گرفت. چون برنامه ریزان و مسئولان امور فرهنگی باید در اقدامات فرهنگی خود به این نکته توجه داشته باشند که ضمن حفظ و نگه داشت فرهنگ بومی و ملی؛ شرایط مساعد دسترسی به فرهنگ های بومی و ملی؛ شرایط مساعد دسترسی به فرهنگ های دیگر را فراهم کنند. آنچنانکه اخذ برخی ویژگی های فرهنگی دیکر به قیمت فراموشی و از دست دادن ارزش های اصیل و الگوی فرهنگی جامعه تمام نشود.

          بنابراین اخذ فرهنگ بیگانه یا رها کردن فرهنگ ملی قابل قبول نخواهد بود و به نظر می رسد تنها راه حل مناسب؛ ایجاد تعادل میان فرهنگ اصیل و ملی جامعه و برخی زمینه های مثبت فرهنگی دیگر کشورها باشد. اما این تعادل هنگامی برقرار می شود که پایه های فرهنگ ملی به قدری مستحکم پایه ریزی شود که بتواند در مقابل فرهنگ های دیگر ایستادگی کند.

          از سوی دیگر توجه همه جانبه به نیازهای جوانان که نیازی به بازشماری آن احساس نمی شود.باعث جلوگیری از تک بعدی شدن جوانان شده و در مرحله بعد جلوی خلاها و نیازهای برآورده نشده و منجر به بحران هویت را نیز می گیرد. بنابراین چنانچه جامعه بتواند به طور همزمان نیازها و تمایلات جوانان را به طور جامع شناسایی کند و پاسخ به این نیازها داده شود، می توان انتظار داشت که مشکلات و مسایل این قشر کمی کاهش یابد.

          به علاوه از آنجا که خانواده مهم ترین و اولین نهاد تأثیرگذار بر این قشر از جامعه است،؛ لازم است که برخی تحولات بنیادین در چارچوب نظام خانواده نیز ایجاد شود.

          در این راستا وجود آموزش های ضروری برای والدین در تمامی مراحل و مقاطع لازم به نظر می رسد.

          از زاویه ای دیگر توجه به کیفیت برنامه هایی که از طریق وسایل ارتباط جمعی همگانی برای جوانان تهیه می شود امری ضروری است که باید دقت نظر بیشتری در مورد آن صورت گیرد. شناخت روحیات و نیازهای مبتنی بر شرایط نسبی و دیگر ویپگی های دوران جوانی، از جمله مسائلی است که می تواند به تهیه و تدارک برنامه هایی منجر شود که مناسب با ذوق و سلیقه جوانان و موثر بر آنها باشد. نهایت اینکه شناخت صحیح دنیای جوان، پرهیز از هرگونه برخورد تند و خشن و ایجاد روابط دوستانه و صمیمانه در محیط های داخلی خانواده و میان اعضای جامعه ، برخوردهای متنوع و منطبق با روحیات چوانان ؛ آشنا ساختن جوانان با میراث فرهنگی جامعه و برخورد منطقی با پدیده های مربوط به سایر کشورها؛ می تواند در سوق دادن جوانان سوی ارزش های مثبت جامعه و همچنین شکل گیری هویت آنان موثر افتد.

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم بهمن 1389ساعت 9:26  توسط مدیر | 

در تمام زندگي هاي زن و شوهري اختلافاتي از کوچک تا بزرگ وجود دارد که بعضي از اين اختلافات هر چند کوچک متاسفانه به طلاق ختم مي شود.

درحالي که امروزه بيشتر ازدواج ها با عشق صورت مي گيرد و هر دو طرف قصد دارند به يکديگر و تعهداتشان در مقابل هم احترام بگذارند، اما درطول زمان مسائلي پيش مي آيد که مي تواند به جدايي، يا يک زندگي مشترک بدون احساس، عشق و همراهي منجر شود.

 علي رغم کوشش هاي همسران - بيشتر به خاطر وجود بچه ها- براي نرسيدن به مرحله جدايي، بسياري از پيوندهاي زناشويي عاشقانه به طلاق رسمي و درصد بالايي از مابقي نيز به طلاق عاطفي منتهي مي شود. بيشتر اوقات ويژگي هاي فردي باعث اختلاف مي شوند و گاهي هيچ کدام از طرفين حاضر نيست که به خاطر حفظ بنيان خانواده خود را تغيير بدهد، پس داستان ادامه پيدا مي کند و منجر به کشته شدن عشق شده و جدايي به دنبال دارد. ويژگي هاي فردي که در امر زناشويي نقش منفي دارند درمطلب زيرکه برگرفته از سايت تبيان مي باشد، آمده است.

1 ) خست: يکي از مواردي که زندگي زناشويي را سخت و مشکل مي سازد; خست است. در اين مورد سه حالت اتفاق مي افتد; نخست وضعيتي که زن و مرد هر دو خسيس هستند که در اين حالت مشکل رواني ندارند; ولي زندگي مرفهي نخواهند داشت. دو حالت ديگر آن است که زن يا مرد خسيس باشند. در اين دو حالت زندگي هم از نظر رواني و هم از نظر رفاهي براي دو طرف شرايط سختي خواهد داشت. 

2 ) عصبانيت: زن يا مرد عصباني زندگي را بر ديگري دشوار مي سازد. حساسيت هاي بي مورد و پرخاش و توهين و بي احترامي صفات مذمومي هستند که علاوه بر آنکه طرف مقابل را ناراحت مي کنند، به خود شخص نيز زيان مي رسانند. در چنين مواقعي بايد آرامش خود را حفظ کرد، آنگاه خشم همسر را آرام و توجه او را به امور ديگري جلب نمود و براي پالايش رواني او گفتگويي دو نفره انجام داد تا وي با بيان ناراحتي ها آرام گيرد. 

3 ) دورويي: زن و مردي که با دو شخصيت با هم مواجه شوند و در ظاهر و باطن يک رنگ نباشند; زندگي مطلوبي نخواهند داشت. زندگي اي که در آن صداقت و صميميت نباشد; اعتماد و اطمينان از آن رخت بر خواهد بست و اضطراب و تزلزل رواني بر آن حاکم خواهد بود. 

4 ) دروغ: فرد دورو کسي است که تظاهر به نيکوکاري و پاکدامني مي کند ولي در باطن طور ديگري مي باشد; اما دروغگو کسي است که هر جا مصلحت و نفع خود را بسنجد واقعيت را تحريف مي کند و بنا به ميل خود کردار و رفتارش را تنظيم مي نمايد. دروغ نيز مانند دورويي بنيان خانواده را متزلزل مي کند و اعتماد را از بين مي برد. 

5 ) پنهان کاري: پنهان کاري عبارت از آن است که يکي از زوجين بدون نظر و اطلاع همسر خود و در غياب او مبادرت به انجام اعمالي بنمايد و اين اعمال را چه خوب و چه بد از همسر خود پنهان دارد. چنين رفتاري ولو به نفع خانواده باشد، اعتماد را از بين مي برد. گاه اين گونه رفتارها در جهتي است که فرد به نفع خود و يا خويشاوندان نسبي و به ضرر همسر و زندگي مشترک انجام مي دهد. اين گونه اعمال بتدريج بنيان خانواده را به هم مي ريزد، هر يک از زوجين را نسبت به رفتار ديگري بدبين و ناراحت مي نمايد و به عکس العمل وا مي دارد. 

6 ) پرخاشگري و خشونت: پرخاشگري به رفتاري اطلاق مي شود که «هدفش اعمال صدمه و رنج» باشد. مثلا زني که غذاي مورد علاقه شوهرش را نمي پزد و يا آن را مي سوزاند، يا شوهري که از زنش مرتبا انتقاد مي کند و به او غر مي زند. هر يک از اين رفتارها بخشي از عناصر يک رفتار پرخاشگرانه بوده و موجب از هم پاشيدگي بنياد زندگي زناشويي مي گردد. خشونت و عکس العمل هاي زننده و شديد چه از طرف زن و چه از طرف شوهر قدرت تحمل طرف مقابل را تضعيف مي نمايد و زندگي را براي هر دو مشکل مي سازد. در خانواده اي که خشونت حاکم است، عاطفه و رفتار انساني رخت برمي بندد و محيط تربيتي نامناسبي از نظر  تربيت فرزندان ايجاد مي شود.

7 ) لجاجت: از ديگر عوامل بنيان کن در خانواده لجاجت است. اين حالت بين زن و مرد زياد ديده مي شود و گاه به جايي مي رسد; که حرکات لجوجانه به شکستن وسايل خانه منتهي مي گردد. چنانچه اين حالت، وضعيت افراطي به خود بگيرد، چه بسا به طلاق و از هم پاشيدگي خانواده منتهي گردد. 

8 ) خودبيني و تحقير ديگري: خودبيني يا تصوير ذهني هر کس از شخصيت خويش، از مجموع تصورهاي او درباره توانايي ها، احساس ها، انديشه ها، آرزوها، داوري ها و کوشش هاي وي تشکيل مي شود. معمولا کساني که خود کم بين هستند، گرفتار عقده حقارت هستند و خود را کمتر، بي مقدارتر و زبون تر از ديگران احساس مي کنند; افرادي که دچار خود بزرگ بيني هستند; مبتلا به تکبر، نخوت، خودستايي و جاه طلبي اند; چنين افرادي سعي مي کنند با تحقير ديگران، بزرگ نمايي کنند. زن يا شوهري که بخواهد همسر خود را تحقير کند و خود را بالاتر احساس کند و خوبي هاي خود را به رخ ديگري بکشد، با دست خود تيشه به ريشه زندگي زناشويي خويش مي زند. 

9 ) بي انضباطي: مرد يا زني که اساس رفتار خود را بر بي انضباطي قرار دهد، مورد اعتراض همسر خود قرار مي گيرد. گاه بي انضباطي منجر به بي اعتمادي مي شود و گرمي و شادماني را از خانواده مي گيرد. مردي که شب دير به خانه مي آيد و زماني را براي تفريح، مسافرت و معاشرت با زن و فرزندان خود در نظر نمي گيرد، موجبات نارضايتي خانواده خود را فراهم مي آورد. 
+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم بهمن 1389ساعت 9:52  توسط مدیر | 

ازدواج، مهم‏ترين رخداد زندگى هر انسانى پس از تولد و پيش از مرگ مى‏باشد. سيرى كه جهانيان در عصر مدرنيته و فرامدرنيته پيش رو گرفته‏اند، اگر چه از جذابيت‏ها و حساسيت‏هاى سنتى ازدواج كاسته است، ولى نمى‏توان نقش، اهميت و كاركرد آن را در جامعه ناديده گرفت. تشكيل خانواده كه با ازدواج آغاز مى‏گردد، نقش بسزايى در تداوم و مانايى بشر، تربيت و پيراستگى اخلاقى و حتى شخصيت‏بخشى مردان و زنانى دارد كه هسته اصلى اجتماعات انسانى‏اند.

چندان به بيراهه نرفتيم اگر استحكام يك جامعه را به قابليت‏هاى كوچك‏ترين واحد اجتماعى ـ خانواده ـ نسبت دهيم؛ مجموعه‏اى كه با توانايى‏هاى خود، اركان صعود و نزول كيفيت جامعه را درون خود پرورش داده و به وسيله آن ماندگارى جوامع انسانى را تضمين مى‏كند. پديده ازدواج به مثابه نقش خانواده در جامعه، يك فرايند اجتماعى است و ما را وادار مى‏كند با طرح حساسيت‏هاى رايج آن در برابر رابطه فرد و جامعه، به تعريف ماهيت وجودى و عوامل مرتبط با آن بپردازيم.

ازدواج از نظر اسلام، پيمانى مقدس است؛ پيمانى كه برقرارى آن بر اساس مقررات، آداب و رسوم، تشريفات و سنن و قوانين خاصى است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه یکم بهمن 1389ساعت 9:0  توسط مدیر | 

 

آیا فرزندان باعث تداوم یك زندگی می شوند یا برعكس موجب برهم خوردن آسایش در زندگی زناشویی می شوند؟

برای جواب دادن به این سؤال لازم است یك زندگی را قبل از حضور بچه ها و بعد از آن مورد بررسی قرار دهیم. در اوائل سال 1957 دكتر لی مسترز گزارش داد كه در83 درصد از اختلافات زناشویی كه منجر به جدایی گشته ، مشكلات اساسی بعد از تولد اولین بچه بروز كرده است.

 دكتر آرتوپی جك بای در مجله ازدواج و خانواده طی گزارشی می نویسد: 87  درصد از زنان و شوهران جوان بعد از تولد اولین بچه یعنی به محض این كه فرم خانواده تغییر می یابد، ازدواج خود را در خطر می بینند.

دكتر هارولد فلدمن استاد دانشگاه كرنل می گوید: بسیاری از زوجهای جوان می پندارند كه اگر پدر و مادر شوند لذت ازدواج برای آنها از بین خواهد رفت. زنان  و شوهران جوان در ابتدای زندگی زناشویی از یك آرامش مخصوص برخوردارند. اما وقتی پدر و مادر می شوند با صدای اولین گریه كودك خود در شب درمی یابند كه دیگر از آن آسایش و آرامش خبری نیست، و با خرید اولین اسباب بازی برای كودك خود می فهمند كه دیگر مانند گذشته نمی توانند همه پول خود را آن طور كه می خواهند خرج كنند. زیرا كودك آنها علاوه بر مراقبت و توجه ، نیازهای مادی هم دارد كه باید برآورده شود. عدم توانایی عده ای از زوج ها  در تطبیق دادن خودشان با موقعیت جدید و ناآگاه بودن از وظایف مادری و پدری و نداشتن آمادگی برای پذیرفتن این تازه واردان است كه سبب بروز مشكلاتی در زندگی می شود.

اكثر زنان معتقدند پنج سال اول پرورش كودك بسیار مشكل است. زیرا بچه به مراقبت های دائم احتیاج دارد. دراین دوران است كه آنان بیشتر ، مشغول انجام وظایف مادری گشته و به نحوی از انجام وظایف همسری خود غافل می شوند. و مورد دیگر كه این دوران را مشكل تر می كند، توقعات بیش از حد شوهران و خرده گیری های بی مورد آنان است. زیرا به طور طبیعی هر كودكی وقتی از مرحله نوزادی خارج می شود، نسبت به محیط اطراف كنجكاو گشته و با هر چیزی كه در دسترسش باشد بازی می كند. و دراین میان امكان دارد باعث جابجایی و یا شكستن و یا از بین رفتن بعضی از وسائل خانه شود و بعد از انجام این كارهای كودك شكایت های شوهر شروع می شود كه مثلاً " چرا مراقب نبودی كه فلان چیز نشكند؟" و یا " چرا اجازه دادی به فلان چیز دست بزند؟ . این خرده گیری ها باعث رنجش زن و از بین رفتن آرامش در خانواده می شود و شاید شروعی برای تلخ شدن و از هم پاشیدن زندگی زناشویی باشد. یا مورد دیگری كه دراكثر خانواده ها به طور ناخواسته وجود دارد وجود اختلاف نظر در پرورش كودك است. گرچه پدرو مادر هر دو به پرورش صحیح كودك خود علاقه مند هستند اما در بعضی موارد اختلاف عقیده پیدا می كنند.

مثلاً كودك برای اجازه گرفتن انجام كاری نزد پدر و مادر خود می آید. یكی اجازه انجام كار را به اومی دهد و دیگری با انجام آن مخالف می كند. گاهی پدر ، كودك را برای انجام كاری سرزنش می كند. این نوع اختلاف نظرهایی كه تنها با تشریك مساعی زن و شوهر به راحتی قابل حل است، دربسیاری موارد باعث بروز اختلافات در زندگی زناشویی می شود. مثلاً مادر فكر می كند اگر پدر با انجام فلان كار نظری مخالف او داده است، علتش این است كه قصد دارد عقاید و نقطه نظرهای او را نادیده گرفته و شخصیت او را خرد كند و پدر فكر می كند اگر مادر برای انجام كاری كه به عقید ه او درست نبوده كودك را تشویق نماید. قصد دارد بدین طریق از قدرت و توانایی او در محیط خانه بكاهد. ناگفته نماند كه این اختلاف نظرها نه تنها در شخصیت كودك اثر نامطلوب دارد بلكه سبب بروز اختلافاتی در زندگی زناشویی می شود. متأسفانه در پاره ای از موارد مشاهده شده است كه كودك بزرگتر گشته ، حتی از مرحله كودكی خارج شده و به مدرسه می رود، اما روابط پدر و مادر بهتر نشده و هنوز محیط خانه سرد و بی نشاط است.

بنا به گفته جامعه شناس معروف "جیسی برنارد" ، اگر خانواده ها قبل از تولد كودك برای پرورش او آمادگی نداشته باشند ، فرزند نه تنها در دوران خردسالی بلكه در دوران نوجوانی كه بین 6 تا 14 سالگی است اثرات نامطلوب و عمیقی در خانواده می گذارد. نه تنها در جوامع مدرن امروز،  بلكه در جوامع سنتی كه هنوز در بعضی از كشورها وجود دارد فشار پرورش كودك بیشتر به عهده زنان است. زیرا پدر تمام مدت روز را مشغول كار و امرارمعاش است و مادر تنها در خانه به پرورش بچه ها مشغول است. فشار و تحمل مسئولیت های مادری به مراتب بیشتر از مسئولیت های پدری است و تحمل این مسئولیت ها بدون یاری پدركاری بس مشكل و تحمل ناپذیر است. مسئولیت مادر از بدو تولد كودك شروع می شود و تا زمانی كه فرزندان كاملاً بالغ گشته و مسیر زندگی خود را جدا كنند ادامه می یابد. بسیاری از زنان و شوهران در تمام این مدت قادر نیستند یكدیگر را دریابند تا وقتی كه بچه ها هریك به طرفی رفته و آنها دوباره خود را مانند روزهای اول ازدواج تنها یابند.

گروهی دیگر از زنان و مردان تنها به علت داشتن بچه های مشترك به زندگی زناشویی خود ادامه می دهند و میل و رغبتی به یكدیگر ندارند. و گروهی دیگر چه قبل از پدر و مادر شدن و چه بعد از آن همیشه با علاقه و عشق زندگی كرده اند و ثمره ازدواجشان بچه های موفق بوده است و وقتی علت موفقیتشان را می پرسیم در پاسخ می گویند كهرعایت احترام، داشتن آگاهی، درك كردن یكدیگر، دلسوزی و نداشتن توقع زیاد ، خوشبختی را برای آنان به ارمغان آورده است. پر واضح است كه در هر خانواده ای مشكلات كوچك و بزرگی بوجود می آید كه ناشی از بزرگ شدن خانواده و افزایش اعضای آن خانواده است.اگر با چنین مشكلاتی برخورد كردید سعی كنید با صبوری و آگاهی آنها را حل كنید. زیرا در تمام دنیا و میان همه ی ملل چنین مشكلاتی بروز می كند و با كمی آگاهی رفع می شود. همواره به خاطر داشته باشید كه یك مادر و یا یك پدر خوب بودن، به معنی فراموش كردن مسئولیت های همسری نیست. و فكر نكنید اگرهمه مسئولیت های همسری خود را دفن كنید در پرورش كودك خود موفق می شوید. زیرا بنیان یك زندگی را پدر و مادر می گذراند و رفتار آنان در دیگر اعضای خانواده اثر مستقیم دارد. به دنیا آمدن فرزندان ، ناخودآگاه به مشغولیت های زندگی می افزاید. لازم است بیشتر فعالیت كنید؛ زیرا مسئولیت خطیر مادری و پدری به مسئولیت همسری شما افزوده شده است.

 

برای این كه یك كانون خانوادگی گرم تشكیل دهید لازم است مطالب زیر را  رعایت كنید:

- از مقصر شمردن همسرتان در به وجود آوردن مشكلات به شدت پرهیز كنید.

- فراموش نكنید كه پرورش فرزندان به عهده زن و مرد است.

- از آنجائی كه مسئولیت امرار معاش به طور طبیعی به عهده مرد می باشد لازم است ساعاتی را از خانه دور باشد و به ناچار این مادر است كه بیشتر از پدر باید در پرورش فرزندان بكوشد.

- اگر در مورد پرورش كودكان دچار اشكال شدید با همسرتان در مورد آن مشورت كنید. اما فراموش نكنید كه یك مرد از درك كامل احساسات مادرانه عاجزاست ؛ شاید خود شما راحت تر بتوانید مشكل را حل كنید.

- هرگز به شوهرتان نگویید : اگر من خوشبخت نشدم تو مقصر هستی.

در انتهای این مبحثیكی از پیشنهادات مفید مشاوران خانواده را برای بهبود بخشیدن زندگی زناشویی ارائه می دهیم.

بنا به عقیده این عدّه، زنان و شوهران بعد از به دنیا آمدن بچه ها باید سعی كنند هفته ای یك بار و یا حداقل ماهی یك بار بدون حضور بچه ها برای گردش و قدم زدن و یا خوردن شام و نهار از خانه بیرون بروند . این كار تأثیر بسزایی در ایجاد همدلی بیشتر بین همسران دارد.

زنی كه بیشتر اوقات روز را به مراقبت از بچه ها و تمیز كردن خانه و آشپزی می گذراند، بالاخره روزی از تكرار این كارها خسته شده و زبان به ناله و شكایت باز می كند و می گوید: تو چطور شوهری هستی اصلاً روح من برای تو اهمیتی ندارد. تو كوچكترین توجهی به من نداری، چه بسا كه پا را از این حد هم فراتر گذارده و بگوید: تو اصلاً به من علاقه نداری.

البته زنان نیز نباید از همسرشان انتظار داشته باشند كه حتماً برنامه ای ترتیب دهد تا با آنها چند ساعتی بیرون از خانه باشد. شاید شوهر شما اصلاً نداند كه این مسئله چقدر می تواند در زندگی مؤثر باشد. پس به جای این كه زبان به ناله و شكایت باز كنید. یك شخص دلسوز را پیدا كنید كه چند ساعت از بچه هایتان مراقبت كند، سپس از همسرتان بخواهید كه برای شام یا نهار بیرون بروید و حتماً انتظار نداشته باشید كه او مقدار زیادی پول خرج كند و شما را به یك رستوران لوكس ببرد. شاید پیدا كردن كسی كه شب بتواند از بچه هایتان مراقبت كند مشكل باشد. اگر روز هم برای نهار چنین برنامه ای ترتیب دهید كارتان نتیجه مطلوب خواهد داشت. اگر موضوعی شما را ناراحت كرد ، به جای این كه غرولند كنید و یا اینكه دائماً ناله و شكایت كنید صادقانه موضوع را با همسرتان در میان بگذارید. به او اجازه دهید بداند شما چه می خواهید و چه انتظاراتی از او دارید. فراموش نكنید كه غرولند كردن و دائماً شكایت كردن غیر از ناراحتی اعصاب و روان نتیجه دیگری ندارد.

توصیه نهایی ما به شما این است كه هیچ گاه نگذارید وجود بچه ها و كارها و مسائل آنها ، شما را از همسرتان دور كند و رابطه ی گرم و صمیمی شما را دستخوش ناملایمات كند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم دی 1389ساعت 15:23  توسط مدیر | 

 چگونگي تربيت فرزند يكي از وجوه درخشنده سيماي خانوادگي اميرالمؤمنين (ع) است. در اين متن، برآنيم تا برخي از اصول تربيت فرزند و حقوق آنان بر پدر و مادر را از ديدگاه اميرالمؤمنين (ع) بيان كنيم.

1- انتخاب نام نيكو

2- گفتن اذان و اقامه در گوش فرزندان و انجام عقيقه (قرباني گوسفند) براي آنان

3- بازي با فرزندان

پسرم،‌مانند پدرت باش، ريسمان ظلم را از حق بركن‌ ! خدايي را بپرست كه صاحب نعمتهاي متعدد است و هيچگاه با صاحبان ظلم دوستي مكن. اين قطعه، يكي از قطعات اشعاري است كه حضرت زهرا (س) درهنگام بازي با فرزندانش زمزمه مي كرد. بدين شيوه هم آنها را سرگرم مي نمود وهم حكمت به آنها مي آموخت، چرا كه خود اميرالمؤمنين (ع) مي فرمايد:

((كسي كه كودكي دارد بايد در راه تربيت او خود را تا سرحد كودكي تنزل دهد.))

خود اميرالمؤمنين (ع) نيز در كودكي بازيهايي داشته اند كه يكي از آنها كشتي گرفتن است. نقل است ابوطالب بين فرزندانش و پسر عموهايشان مسابقه كشتي برگزار مي كرد و هميشه علي (ع) بر همه پيروز مي شد و اين باعث شادي ابوطالب مي گرديد. در خانه خود علي (ع) هم بين حسن و حسين (عليهماالسلام) مسابقاتي همچون كشتي، خطاطي و مسابقاتي در انجام كارهاي ديگر برگزار مي شد، و گاهي پيامبر جهت افزايش اين شادي و نشاط حاصل از مسابقه، در جمع ايشان حاضر مي شدند و به تشويق طرفين مي پرداختند.

4- رعايت اصل بي طرفي، عدالت و مساوات بين فرزندان

يكي از حساسيتهاي كودكان جانبداري و توجه خاص پدر و مادر به يكي از فرزندان ديگر است كه در روايات بر رعايت عدالت و مساوات بين فرزندان و محبت كردن، هديه دادن و توجه نمودن به خصوص توجه به حساسبت بيشتر دختران در اين مورد تأكيد شده است.

به يك نمونه زيبا از دقت حضرت زهرا (س) در اين مورد توجه كنيد:

پيامبر (ص) حسن وحسين (عليهماالسلام) را به مسابقه خطاطي تشويق نموده، فرمودند: هر كس خط او زيباتر است قدرت او بيشتر است. حسن و حسين (ع) هم هر كدام خط زيبايي نوشتند. اما رسول خدا (ص) ايشان را به مادرشان هدايت فرمود تا اگر در قضاوت نگراني پيش آمد، با عاطفه مادري جبران شود. زهرا (س) نيز جهت رعايت اصل بي طرفي به فكرش رسيد. قضاوت نهايي را به تلاش خوشان مربوط سازد لذا گردنبند خويش را پاره كرده بر سرآنها ريخت و فرمود: هر كدام از شما دانه هاي بيشتري بگيرد قدرت او بيشتر است.

5- داشتن برنامه جهت تمرين، تشويق و تربيت عبادي و ديني فرزندان

- به طور مثال نقل شده است كه حضرت زهرا (س) جهت شبهاي احياء فرزندان را در روز خوابانيد تا كاملاً استراحت كنند و غذاي مناسب و كمتري هم به آنها مي داد تا با زمينه مطلوبتري از نظر جسمي و روحي در شب زنده داري شركت كنند. ايشان با شيوه هاي ديگري كودكانش را در عباداتي مانند نماز، اعمال عبادي ماه رمضان، شركت در جلسات قرآن و شركت دادن آنها در امور خيري مثل كمك به مستمندان و دادن صدقه به نيازمندان شركت مي داد كه نقش مؤثر تربيتي همراه كردن كودكان با خود هنگام انجام عبادات را مي رساند.

6- مكلف نمودن فرزندان به رعايت ادب و اخلاق اسلامي

تأديب كودك يعني ملازم ساختن و مكلف نمودن او به رعايت ادب و اخلاق اسلامي ، بدين معني كه هر چند كودك نسبت به حكمت آداب مزبور، درك و فهمي ندارد وليكن از باب تمرين و تمهيد، وي را به انجام آنها مكلف مي كنيم و مهم اين است كه كودك خود را در تكليف احساس كرده، بداند اگر تن به تكليف ندهد با الزامهايي روبرو خواهد شد. علي (ع) در اين باره مي فرمايد :

(( آن كس كه ملكف به ادب شود ، بديهايش اندك مي گردد. ))

و در روايات داريم زماني كه كودك به 6 سالگي رسيد او را به نماز و چنانچه تحمل گرفتن روزه را داشت به انجام آن وادار نماييد.

7- استفاده از فرصتهاي مختلف جهت انتقال تجربيات و نصايح

اميرالمؤمنين (ع) و حضرت زهرا (س) از هر موقعيتي براي انتقال تجربياتشان استفاده     مي كردند . نامه اميرالمؤمنين به امام حسن (ع) يكي از اين موارد است.

معرفي شبهات و انحرافات اجتماعي،‌ توصيه به مطالعه تاريخ، انتخاب مسير مورد علاقه و اشتياق، تحمل مصائب و مشكلات دنيا، پذيرش مسئوليت در حد توانايي ، برقراري نظم در امور زندگي،‌ تشخيص دوست از  غير دوست و ارتباط گرم با خويشان و تكريم آنان از جمله رئوس برخي از اين نصايحند.

بديهي است خانه اي كه ظريفترين نكات تربيتي ، با چنين دقتي در آن مراعات مي گردد محل پرورش انسانهايي چون امام حسن (ع) ، امام حسين (ع) و زينب (س) خواهد بود. در پايان بد نيست متذكر شويم كه اگر چه اميرالمؤمنين (ع) حقوق زيادي براي فرزندان قائل شده اند،‌اما از آن سو هم وظايفي براي فرزند بر شمرده اند كه مهمترين آنها اينست كه فرزند، پدر و مادرش را در هر چيز مگر در نافرماني از خداوند سبحان اطاعت و پيروي كند :

(( فحق الوالد علي الولد ان يطيعه في كل شيء الا في معصيه الله سبحانه ))

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم دی 1389ساعت 9:0  توسط مدیر | 

تحقيقات نشان دهنده اين واقعيت هستند كه داشتن كودكاني شايسته بسيار مهم است اما اين مسئله كه چگونه كودك شما اين احساس شايستگي را بدست آورد مستلزم دارا بودن آگاهي هايي است كه در اينجا نكاتي را براي شما بازگو خواهيم كرد تا كودكاني شاد، مطمئن از خود و موفق داشته باشيد.

  موقعيت‌هايي را فراهم كنيد تا فرزندتان با شرايطي مواجه شود كه احتمال شكست در آنجا وجود داشته باشد تا اين درك در او بوجود بيايد كه احساس عصبانيت، ناراحتي و نااميدي حس‌هايي كاملا ‌طبيعي هستند كه مي‌تواند كاملاً عادي باشد .

  از كودك خود تعريف و تمجيد كنيد

  بچه‌هاي كوچك واقعا به تشويق شما نيازمندند. در تمام مراحل رشد از چهار دست و پا رفتن گرفته تا دويدن و توپ بازي و نقاشي كردن، چشمان كنجكاو كودك شما در جست‌وجوي تشويق‌ها و ابراز احساسات كلامي و فيزيكي شماست. بچه‌ها همه چيز را بخوبي درك مي‌كنند، ‌آنها از لحن كلام شما متوجه مي‌شوند كه چه مقدار تعريف در آنها گنجانده شده است. حتي يك جمله كوتاه «چه كار خوبي» مي‌تواند به اندازه «من تا بحال چنين كاردستي خوبي نديده‌ام» تاثيرگذار باشد، مشروط بر اينكه از لحن كلامي مناسبي استفاده كنيد.البته توجه داشته باشيد كه در قبال انجام وظايف روزانه اين‌كار را نكنيد. به‌طور مثال پس از مسواك زدن دندان‌ها و يا قراردادن لباس‌ها در كمد فقط به يك «متشكرم» ساده اكتفا كنيد.

  كودكتان را نجات ندهيد

  خيلي طبيعي است كه شما به عنوان يك مادر يا پدر دلسوز نگران كودكتان باشيد تا اتفاقي برايش نيفتد، احساس نااميدي نكند و در كارهايش دچار اشتباه نشود. اما بهتر است بجاي نگراني موقعيت‌هايي را فراهم كنيد تا فرزندتان با شرايطي مواجه شود كه احتمال شكست در آنجا وجود داشته باشد تا اين درك در او بوجود بيايد كه احساس عصبانيت، ناراحتي و نااميدي حس‌هايي كاملا ‌طبيعي هستند كه مي‌تواند كاملاً عادي باشد و نبايد از مواجه با آنها بترسد. او بايد ياد بگيريد خودش از پس مشكلات بر بيايد نه اينكه انتظار داشته باشد تا شما تمام سنگ‌ها را از جلوي پايش برداريد و مسير را هموار كنيد. بايد اعتماد به نفس بچه‌هاي كوچك را طوري تقويت كنيد كه بدون نگراني از شكست و سرزنش‌هاي شما ريسك كنند و شانس بازي در نقش‌هاي جديد را داشته باشند. حتي بد نيست اگر عمدا در كارهاي خود اشتباهات كوچكي را بگنجانيد و با خونسردي نحوه اصلاح آنها را به كودكتان نشان دهيد تا احساس بهتري از مواجه با مشكلات در او ايجاد شود.

  اجازه دهيد خودش تصميم بگيرد

  وقتي فرزند شما از همان سال‌هاي اوليه زندگي شانس تصميم‌گيري و انتخاب را داشته باشد، به مرور براي نشان دادن قضاوت‌ها و تصميمات خود اعتماد به نفس لازم را بدست خواهد آورد. براي اينكار شرايطي را فراهم كنيد تا كودكتان چند گزينه براي انتخاب كردن در اختيار داشته باشد. براي مثال قدرت انتخاب او را بين دو غذاي مختلف مورد آزمايش قرار دهيد.

  توجه داشته باشيد كه در قبال انجام وظايف روزانه اين‌كار را نكنيد. به‌طور مثال پس از مسواك زدن دندان‌ها و يا قراردادن لباس‌ها در كمد فقط به يك «متشكرم» ساده اكتفا كنيد.

  هميشه نيمه پر ليوان را ببينيد

  اگر تصور مي‌كنيد فرزند شما خيلي زود نااميد مي‌شود، به او كمك كنيد تا نسبت به مسائل خوش بين باشد. البته افزايش ميزان خوش‌بيني كاملا با خوش‌بيني كاذب تفاوت دارد. به‌جاي اينكه با استفاده از الفاظ و كلمات زيبا او را فقط به ديدن جنبه‌هاي مثبت قضيه تشويق كنيد بهتر است او را به تفكر درباره راه‌هايي جديد براي حل مشكلات و نزديك شدن به ايده آل‌هايش تشويق نماييد. مثلا اگر در مسابقه نقاشي به نتيجه دلخواه نرسيد، لازم نيست با تعريف و تمجيدهاي بيجا از او يك پيكاسو بسازيد، بلكه با پيشنهاد يك برنامه ساده و عملي سعي در افزايش مهارت‌هاي وي داشته تا در دفعات بعدي شانس برنده شدن او را افزايش دهيد.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم آذر 1389ساعت 9:30  توسط مدیر | 

زندگی، صحنه آزمون

زندگی، صحنه آزمون

فلسفه آزمایش، روشن ساختن صدق و توانایی و جوهره ناب و قابلیت‌های نهفته در انسان‌ها است. ادعای ایمان و حق‌جویی در صحنه عمل و در بوته آزمایش است که حقانیت و صدق خود را نشان می‌دهد. از این‌رو، انسان‌های والا، پیوسته برای موفقیت در امتحان زندگی می‌کوشند.

آزمون نیز به وسیله سختی‌ها، شهادت‌ها، فقدان عزیزان، از کف رفتن مال و جان و بستگان یا گذشتن از عزیزترین چیزها انجام می‌گیرد.

قرآن کریم، هشدار می‌‌دهد که مردم گمان نکنند با گفتن این که «ایمان آوردیم»، رها می‌شوند، بلکه باید آزموده شوند، همچون پیشینیان، تا راستگویان از دروغگویان باز شناخته شوند. (1)

میدان جهاد، یکی از بهترین صحنه‌های آزمون ایمان و اخلاص و صدق انسان‌هاست. کربلا نیز از شاخص‌ترین میدان‌های نبرد حق و باطل بود که صادقان را به حضور و نثار جان می‌طلبید. بسیاری از آزمون کربلا مردود شدند. جمعی هم که به حیات ابدی و فوز عظیم دست یافتند، شهدای کربلا بودند که نقد جان را در بازار جانان به کف گرفته، با عروس شهادت هم‌آغوش شدند.

امام خمینی (ره) می‌فرماید:

کارنامه نورانی شهادت و جانبازی عزیزان شما، گواه صادقی بر کسب بالاترین امتیازات و مدارج تحصیلی معنوی آنان است که با مهر رضایت خدا امضا شده است و کارنامه شما در گرو تلاش و مجاهدت شماست. زندگی در دنیای امروز، زندگی در مدرسه اراده است و سعادت و شقاوت هر انسانی به اراده همان انسان رقم می‌خورد. (2)

یاران امام حسین علیه‌السلام که شب عاشوار خود را میان «ماندن» و «رفتن» مخیر دیدند، با انتخاب ماندن و جنگیدن و شهید شدن در رکاب امام حسین علیه‌السلام، بالاترین امتیاز را در این آزمون حیاتی به دست آوردند. امام نیز صدق و وفای آنان را ستود و به «بی‌همتا» بودن اصحاب خویش، همان شب شهادت داد. ولی آیا همه انسان‌ها در لحظه انتخاب، می‌توانند از آزمون رو سفید و موفق بیرون آیند؟ شیرینی زندگی در انتخاب‌های عالی و موفقیت در این آزمون‌ها است.

 

پي‌نوشت‌ها:

1- عنکبوت، آیه 1 و 2.

2- صحیفه نور، ج 21، ص 25.

 

منبع:

پيام‌هاي عاشورا، جواد محدثي .

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم آذر 1389ساعت 19:30  توسط مدیر | 



از اموری که در زندگی انسان‌ها نقش‌ ایفا می‌کند، نوع دریافت و دیدگاه نسبت به مفاهیم پیروزی و شکست است. در یک مبارزه هدفدار، وقتی اهداف مبارزان تامین شود پیروزند، هر چند خودشان فتح نظامی به دست نیاورند. تحقق هدف‌ها هر چند در زمانی دیرتر یا حتی برای نسل آینده صورت پذیرد، برای مبارزان، پیروزی است. از سوی دیگر، در هر مقطع زمانی، تکلیفی که بر دوش انسان است اگر عملی شود، (عمل به وظیفه) نیز یک پیروزی است هر چند به شکست ظاهری پایان پذیرد.

امام حسین علیه‌السلام هدفی جز اعتلای حق و بقای دین و نهی از منکر و مبارزه در راه عزت و کرامت انسانی نداشت. به این هدف نیز رسید، هر چند خود و یارانش در عاشورا به شهادت رسیدند. رسوا ساختن چهره تزویرگرانه امویان، شکستن جو رعب و وحشت در قیام علیه سلطه جور، دمیدن روح احساس تعهد و مسوولیت در برابر اسلام و مسلمین، پدید آمدن انگیزه‌های جهاد و مبارزه در راه حق، همه از اهداف حسینی در نهضت عاشورا بود و اینها همه تحقق یافت. پس امام حسین، چهره پیروز نبرد عاشورا است.


پس چنان نیست که پیروزی، تنها غلبه نظامی باشد. پیروزی خون بر شمشیر از همین نوع پیروزی‌های راستین است. روزی در مدینه، ابراهیم بن طلحه از امام زین‌العابدین علیه‌السلام سوال کرد که در ماجرای عاشورا چه کسی غالب و پیروز است؟ امام فرمود:

اِذا دَخَلَ وَقتُ الصَّلوةِ فَاَذِّن و اَقِم، تَعرِفُ مَنِ الغالِبُ» (1)؛ چون وقت نماز فرا رسید، اذان و اقامه بگو، خواهی شناخت که پیروز کیست!

این همان پیروزی در قالب تحقق اهداف است، هر چند دیدگان ظاهربین آن را پیروزی نبینند.

از منظر دیگر، آنان که زندگی را همراه با عقیده پاک و درست می‌گذرانند و در راه آن عقیده فداکاری هم نشان می‌دهند، اینان پیروزند و به تعبیر قرآن به «اِحدَی الحُسنَيَینِ»- یکی از دو پیروزی - می‌رسند، چه کشته شوند، چه غلبه یابند. (2)

در دید عاشورایی، شهیدان این راه پیروزند، چون شهادت، فوز اکبر و رستگاری عظیم است و بازماندگان از کاروان شهادت، حیات بی فتح ‌دارند، چرا که از نصرت حق کوتاهی کرده‌اند و چه شکستی تلخ‌تر از این؟

سید‌الشهداء علیه‌السلام هنگام خروج از مدینه، قلم و کاغذی طلبید و جمله‌ای کوتاه که یک دنیا عظمت و پیام بلند در آن نهفته بود، نگاشت. نامه، پس از نام خدا خطاب به بنی‌هاشم، تنها همین جمله بود:

«... فَاِنَّ مَن لَحِقَ بی مِنکُم اُستُشهِدَ و مَن تَخَلَّفَ لَم یَبلُغِ الفَتحَ، والسّلام.» (3)

هر که به من بپیوندد، به «شهادت» می‌رسد و هر کس هم تخلف کند و بازماند، به «فتح» نمی‌رسد، والسلام!

 

پي‌نوشت‌ها:

1- امالی، شیخ طوسی، ص 66.

2- مضمون آیه 52 سوره توبه.

3- مناقب ابن شهر آشوب، ج 4، ص 76.

 

منبع:

پيام‌هاي عاشورا، جواد محدثي .

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم آذر 1389ساعت 12:0  توسط مدیر |